تبليغاتX
پرواز به سوی پاکی...

سلام بچه ها خوبین خوشین در سلامتی کامل به سر می برین هو!!!

 

یه سوال ازتون داشتم؟ اخه چرا دکتر های این دوره زمونه هیچی نمی فهمن؟!!!

واقعا با این دکترایی که ما داریم  فقط باید دعا کنیم که مریض نشیم!دکترای امروزی همونایی هستن که به زوره کلاس کنکور تو دانشگاه ازاد قبول می شن! بعدش بازم کلی پول خرج می کنن که از استادا نمره قبولی بگیرن و ...  یه مدرک می گیرنو بعد یه مطب می زنن! به همین راحتی!

 

حالا بد بخت ماهایی که  مریض می شیم!

اقا من الان 4 ساله واسه یه مشکل پوستی ساده(اکنه) می رم دکتر ولی به جایی نرسیدم !نه !چرا دروغ بگم رسیدم!

تا دلت بخواد پول خرج کردم وقتمو تلف کردم کلی داروی الکی خوردم ...

به خدا یه بار واسه خاطر دارویی که کلی دنبالش گشتیم وکلی پول خرج کردیم کش فشارم شل شد وافتاد رو 6!!!

بردنم اورژانس و کلی امپول و...

 

از بس رفتم دکتر دیگه واسه خودم یه پا دکتر شدم! مشکلی بود در خدمتم!!!

 

حالا اقا یه  پزشکی رو معرفی کردن 3 روزه دارو های اونو استفاده می کنم! اینم داروهاش!

1.لوسیون ضد جوش و لایه بردار  با عصاره گیاهی!(روزها 2 بار )

 

2.پماد ماسک زینگ اکساید! به صورت بتونه 1 ساعت!

3.لوسیون جرم گیر صورت  بعد از استعمال پماد ماسک!

4.شامپو متراکم گیاهی ph 6/5

5.شیر پاک کن با اثر مرطوب کنندگی پاک کنندگی و شفاف کنندگی!

6. کرم مرطوب کننده!

7.کرم شب!

8.کرم پودر(وقتی خواستم برم ملا عام!)

 

پرهیز!!!

1.غذاهای پر چرب- سرخ کرده- شور- سوسیس کالباس!-چیپس-پفک-شکلات-ادویه-پیاز خام و...

توصیه!!!

اب 6 لیوان!!!

شیر 2 لیوان!!!

میوه

دم کردنی!!!

تخم کروز-کاسنی-دم گیلاس!!! کاکل ذرت!!!گل گاو زبان! شاه تره

 

تو این 3 روز صورتم به یه وضعی افتاده که خونه نشین شدم!!! البته بگم که چهل و هشت تومن ناقابل واسه این دارو هاشون از من پول گرفتن!

این از دکترای جدید دکترای قدیمی هم که یه چیزایی حالیشونه یا عمرشونو می دن به منو شما یا هم که کهولت سن باعث میشه یه کم قاطی کنن!!!

حالا راستی یه چیزی یادم نبود!اگه بدونین با چه گریه و جیغ و دادی همین دکتر حجامتم کرد از خنده غش می کنین!

من یکی که دلم از دست این دکترای ایرانی خونه شما چطور؟

نظر یادتون نره نظرگفتم نه به به چه چه الکی!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:8  توسط مهسا!  | 

شب از نیمه گذشته بود و او هنوز پشت مونیتور نشسته بود.دستش به سرعت روی دکمه های صفحه کلید می دوید!و دنبال یه دوست ناشناس دیگه برای حرف زدن می گشت.صورتکی برای خودش ساخته بود که می تونست پشتش به را حتی پنهان بشه!و از خودش یه شخصیت دیگه بسازه.یک شب سپری شد.یه شب دخترویه شب پسر!یه شب در نقش خودش اما با یه اسم و شغل دیگه! خا نواده دروغین.خیلی راحت چت فرند پیدا می کرد و خیلی راحت اونارو سر کار می گذاشت!!!خالی بندی تو دنیای اینترنت براش شیرین بود!!!اون هم مثل بقیه چترها از این کار لذت می برد!چند سالی بود که شب ها تا دیر وقت روبروی کامپیوترش می نشست و تو روم های مختلف با ادم های جدید اشنا می شد.اما خودش بهتر از همه می دو نست که دیگران هم اونو سر کار می ذارن!!!و...

چت وسیله ای برای بروز بی پرده عقاید!

75درصد کاربران یاهو به منظور چت کردن از ان استفاده می کنن که به طور میا نگین در دوره سنی 13 تا 22 سال هستند.

چت پدیده ای مفید!

ظرف چند ثانیه می توان با کمترین هزینه با دور ترین نقاط دنیا ارتباط بر قرار کردو اطلاعات علمی بسیار زیادی به دست اورداما مشکل عدم درک درست از استفاده صحیح ان است که نظر اکثر مردم را نسبت ب این پدیده بد بینانه کرده است!(مخصوصا مامان باباها و البته داداشا!!!)

انکار یا قبول چت!؟!

به عنوان یک سرگرمی به جای انکار قبول کردن ان مهم است!!!(اهای مامان باباها با شمان هااااااااااااا!)

اکثر چترهای دختر چه نوع ادم هایی هستند؟

توانایی و جرات ابراز وجود احساسات و عقاید خود را به صورت رو در رو ندارند(ولی تو چت ادمو قورت می دن!!!)

اکثر چترهای پسر چه نوع ادم هایی هستند؟

یا خیلی با زیگوش یا خیلی گوشه گیر!پسر های ایرانی نسبت به کشورهای دیگر تمایل بیشتری به چت کردن دارند که باعث پیامد و مشکلات و اختلالات روانی در انها می شود!!!(اخی بمیرم!!)

من خودم چوب این سر کار گذاشتن و لذت شیرین تر عسل و خوردم!!!بد جوری هم خوردم!!! و الانم که دارم این مطلب رو می نویسم پای لرزشم نشستم!!!

راستی چرا ما ها وقتی می دونیم که چت کردن فایده نداره ولی نمی تونیم ازش دل بکنیم!؟! چرا بعضی ها دوستی های اینترنتی رو جدی می گیرن؟!؟

 

لطفا اگه نمی خونین نظر نذارین الکی  به به چه چه نکنین!!!

با تشکر نشمیل!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:24  توسط مهسا!  | 

گاو گاوماما می کرد.

گوسفند بع بع می کرد.

سگ واق واق می کرد.

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی؟!

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی اید.او به شهر رفته و در انجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی اینه به موهای خودژل می زند.موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون و موهای خودگلت می کرد!

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد!

پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد!

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به ان سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در اورد.ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت!قطار به سنگ ها بر خورد کرد و منفجر شد کبری و مسا فران قطار مردند.اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود.الان چند سالی است که کوکب خانوم همسر ریز علی مهمان نا خوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله مهمان ندارد او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند.او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارداو اخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت!!!اما او از چوپان دروغگو گله نداردچون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو داردبه همین دلیل است که دیگر در کتابهای دبستان ان داستانهای قشنگ وجود ندارد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 11:8  توسط مهسا!  |